مير تقي الدين كاشاني
721
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
بابى از راحت گشايد بر دل محنتكشم * هر خدنگى كز دل از ابرو كمان خود كشم دور از آن آرام جان خواهم كه خط نيستى * بر سواد هستى و نام و نشان خود كشم گر به مستى بىادب در كوى جانان رفتهام * نقد جان را مىبرم تا ترجمان خود كشم دوش گفتا آنچنان رنجيدهام از قانعى * كش نمىخواهم كه در سلك سگان خود كشم * * * للّه الحمد و المّنة كه احوال شعرا و فضلاى نامدار دار المؤمنين كاشان ، چه اينهايى كه در عرصهء وجود جلوهگرند و چه آنهايى كه در وادى عدم ساكن و بىخبراند ، به خير و خوبى به اتمام رسيد و صورت اختتام پذيرفت . ان شا اللّه در تلو اين فصل مذكور خواهد شد ذكر شعراى دار السلطنهء صفاهان . اميد به كرم بارى تعالى آنكه آن نيز به بهترين وجهى صورت تحرير و تقرير يابد چنانچه پسنديدهء ناظرين و سامعين اين خلاصه باشد . و ايضا بر ضماير اولو الابصار پوشيده نماند كه همگى همت و تمامى نهمت بندهء شرمنده اعنى تقى الدين محمد الحسينى مصروف بر آن است كه به وصّافى و مدّاحى اين جماعت به نوعى اقدام نمايد كه مقبول خاطر مذكورين و ملايم ضمير مسطورين اين تذكره باشد و از سمات نقض « 1 » گفتن و عيب خواندن خالى ، ليكن چه كنم كه بعضى ازين طايفه كه اسم ايشان درين اوراق مثبت شده و خواهد شد در نهايت خبث و شرّ واقعند اگر زبان بيان را از شرح صفات ذميمهء ايشان كه در نهايت وضوح است بازمىدارم ، بعضى حريفان ديگر كه بر نقير و قطمير احوال ايشان اطلاع دارند زبان توبيخ و سرزنش گشوده مىگويند كه كار فلانى در تصنيف و تأليف خوشآمد گفتن و اوقات ضايع كردن است ، و اگر فى الواقع بيان واقع گفته يا نوشته مىشود جماعت مشاراليهم از اين كمينهء درمانده رنجيده ، و زبان طعن و مذمّت مىگشايند و به هر
--> ( 1 ) . اصل : نقص .